Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

2 دقیقه و 15 ثانیه یه وب لاگ هست برای اربن دیزاین که شما می تونید ویدیو ,عکس و موزیک توش به اشتراک بذارید فقط مدتش باید بیشتر از 2 دقیقه و 25 ثانیه نشه!

Untitled-1 copy

فعلا از 10 تا شهر بیشتر توش ویدیو نیست , البته به زودی من از شهری که هستم ویدیو می ذارم.

سایت خیلی جالبی هستش و کلا من این چندوقته به اربن دیزاین خیلی علاقه مند شدم

کلا از اول تا اخر این وبلاگ همینه و چون بر پایه به اشتراک گذاری هست پس باید جزو وب 2.0 باشه !

2min15

زیر تایتل وب لاگ نوشته:

a flâneur is a person who walks the city in order to experience it

روی عکس کلیک کنید و ویدیو ها رو ببینید:)

I spy with my little eyes…#4

the chelsea

the wall street

the coffee cup

the hipster

the jersey

the ladies mile

the villager

bicycle rack by: David Byrne

I’m A Tiny Dot! A Chairoholic #4

Go Zaha !Push It Harder

بالاخره این انگلیسی های بهونه گیر این قدر نق زدن که صدای ذاها هم در اومد.

البته در نگاه اول هزینه تخمین زده شده ی 77 میلیون پاوندی وقتی در طول 3 سال, از زمان انتخاب طرح در 2005 تا امروز 2008, به 303 میلیون پاوند برسه , سر و صدای زیادی به پا می کنه!!!!!!

اما این رو باید در نظر گرفت که این پروژه از لحاظ معماری و اربن برای UK  مهم هست و مهمتر اینکه طرح حدید نسبت به طرح های دیگه به مراتب واقع گرایانه تر تخمین زده شده از لحاظ مالی.

این گزارش از بی بی سی رو ببینید

Olympic-sized pool problems

و این جا و این جا رو هم بخونید

خلاصه اینکه خانوم پاپ استار دوباره سر و صدایی به پا کرده.

دیروز پست محمد حامد رو دیدم در مورد مدانا و ذاها ! مقایسه قشنگی بود .

فکر می کنم این نهایت باهوشی ذاها بوده که این بازی رو به نفع خودش تموم می کنه, عصر ما عصر ارتباطلات هست ,مسلما کسی که بتونه از این جادو استفاده کنه به اندازه یه جادوگر در یک دهکده می تونه قدرتمند باشه و حتی به قول گاردین مزمرایز کنه همرو!

نمی خوام که به قضاوت کار های ذاها بشینم و یا حتی ستایش از کار هاش! زمان همه چیز رو نشون می ده و من هم عجله ای ندارم اما این متفاوت بودن و هر چند وقت یک بار گرد و خاک به پا کردنش رو دوس دارم و به شدت ستایش می کنم.

این که با این همه سن هنوز در صف اول دوندگان بدوی و هنوز هم هیجان زده بشی و هنوز هم بلند پروازی کنی جای تحسین داره.

این یعنی نهایت زنده بودن که برای من چیزی فراتر از معماری هست

این یعنی هنوز روحش پر پرواز داره و هنوز رسوب نکرده در جسمش

همه آدم های پرنده از نظر من به شدت قابل ستایش هستند حالا مهم نیست که تو یه آشغال جمع کم پرنده باشی یا یه پاپ استار پرنده یا حتی فقط یه آدم پرنده. مهم پریدنه!

image

دیشب فیلم Night on Earth  رو می دیدم,

لازم نیست بگم که عالی بود ولی چیزی که حتما بایدبگم در موردش اون قسمت بود که توی رم اتفاق می افتاد

چقدر ما به ایتالیایی ها نزدیکیم , اون جایی که روبرتو بنینی دور میدون می چرخه و اون بیشاپ هم دنبالش , یاد رابطه ایرانی ها و روحانی ها افتادم,

اعتراف روبرتو هم که حرف نداشت,چقدر خندیدم و چقدر شیرین حرف می زنه این بشر .

دوست دارم یک بار با روبرتو بنینی بشینم گپی بزنم و قهوه بخورم

دور نیست ,باور کنید, دنیا به طرز عجیبی کوچیک و زندگی به طرز وحشتناکی غافلگیر کننده هست

دوس دارم براش یه دستمال گردن هدیه ببرم و شخصاً ازش تشکر کنم و بهش بگم دوستش دارم

برای تمام دیوانگی هاش ,برای این که هیچ وقت خودشو جدی نمی گیره

I spy with my little eyes…#3

steichenslide5

steichenslide4

steichenslide3

steichenslide6

Edward Steichen

هیچی بدتر از این نیست که دور باشی و بهت خبر بدن عزیزی از دست رفته

آخرین بار کی بود؟چند سال پیش؟فوت پدر انگار! و من چقدر بدم میام از “از دست دادن” , چقدر بدم میاد از همه این لباس های مشکی و شیون و زاری ها ,صدای قران که توی بلندگو ها می پیچه و همه اون گل های لیلیوم سفید چقدر خشن به نظرم می رسه …

از عذاداری متنفرم

هیچ وقت باور نمی کنم ,به مرور عادت می کنم

الکی گفتم اگر بگم خسرو شکیبایی خیلی در زندگی من تاثیر داشته, مزخرف گفتم

مدت ها بود اصلا به یادش هم نبودم

عجب اشتباهی

خب نمی دونستم

اصلا فکرشم نمی کردم که یه روزی بمیره

حالا آشنا ترین تصویری که ازش توی ذهن من تاب می خوره همون خانه سبزه

داشتم فکر می کردم که زیاد دور نیست

خب چند وقت دیگه ممکنه انتظامی هم بمیره

یا …

اسم ها و تصویر ها رو در ذهنم سریع مرور می کنم

خیلی ها …

و چقدر باید هی شک بشیم

ناراحت بشیم

گریه کنیم

تصویر هاشون رو شیر کنیم

و در موردشون بنویسیم

و نوستالژی بشیم و هزار چیز دیگه

و همیشه باز یادم می ره

و همیشه باز غافلگیر می شم

هنوز هم باورم نمی شه

دیشب یکی از عجیب ترین شب های زندگی ام بود

19 جولای

باز هم بهش فکر می کنم

خب من می تونم

فقط فکر کنم که یه جایی توی ایران برای خودش نشسته داره زندگی می کنه

حالا هر جا بری همه ازش نوشتن

غافلگیر کننده بود ولی می شه با هاش کنار اومد

می شه از یاد بردش

می شه گمش کرد توی زندگی

بازم بهش فکر می کنم

صداش قشنگه

یه جور خاصی حرف می زنه

هر بار که ازش یه فیلمی ببینم می دونم که هست

هر بار که صداش رو بشنوم باز خواهد بود

مگه زندگی چیه به غیر از این “بودن”

ولی باور کن سخته

سخته قبول کنم که نیست

من گریه دارم

و باز این گریه لعنتی نمی اد

.

.

.

عصبی شدم

با ناخن شستم لاک های روی ناخن هام  رو ورقه می کنم

و باز بهش فکر می کنم

حالا باید به کی تسلیت گفت؟

از عذاداری بدم میاد ولی کاش بودم اینبار

کاش بودم و می دیدم که میذارنش توی گور

کاش بودمو می دیدم

کاش بودمو حس می کردم این سردی خاک رو

سعی می کنم تصور کنمش

باورم نمی شه

باز بهش فکر می کنم

انگار می گن توی بیمارستان تموم کرده

تصور می کنم اون آخرین لحظه رو

وقتی که فلت لاین می شه

وقتی همه نا امید می شن

وقتی تموم می شه

باز بهش فکر می کنم

دقیقا همین حالا Coffee and Cigarettes رو تموم کردم, محشر بود .تقریبا هر چی جلوتر می ره با حالتر می شه. الان نمی تونم بگم کودومو ترجیح می دم .

اوه و یه چیز جالب , عجب کست طولانی داره ,اصلا بهش نمی اد.یه سری از قسمت ها هستن که تهیه کننده جدا دارند حتی, خیلی مشکوکه ,فکر کنم یه داستانایی پشتش باشه.

یه ایده کول دارم براش ولی فعلا باید وارد تحقیقات شد خلاصه اینکه:

Cigarettes and Coffee man, that’s a combination

COFFEE AND CIGARETTES

مامان: درجه اش چیه؟

من: ام, فقط افنسیو لنگوییج داره

Strange to Meet You

مامان: اینا چیه تو می بینی؟

سکوت

دوباره مامان: یه مشت آدم دیوانه!!!!!پدرم می گفتن خدا پدر مادر دیوانه ها رو بیامرزه

من: خب شما نبینید

Twins

مامان: چقدر دلم قهوه خواست

2 دقیقه بعد

مامان: پاشو برو یه کافی وایتنر و شیر بگیر تا یه قهوه درست کنم

من: ماماااااااااان, شوش , دارم فیلم می بینم, الان که نمی تونم برم

Somewhere in California

مامان: حالا جیم جارموش یه فیلمش خوب بوده دلیل نمی شه که هر چی ساخت رو ببینی

من: هوم…

مامان: چقدر الان کافی می چسبه

Those Things’ll Kill Ya

محترمانه دی وی دی رو از پلیر در میارم و میام تو اتاقم قبل از اینکه دق کنم بمیرم

پی نوشت: من از شات های بسته ای که از بالا از میز های کافی شاپ ها گرفته شده خیلی خوشم اومد , می شه ازش طرح های جالبی زد, کامپوزیشن های قشنگی داره تا این جا یه A پلاس برای طراح صحنه تا بعدش که ببینم 7 تای دیگه چطورین.

من که نمی دونستم ولی گوگل می گه امروز مارک شاگال به دنیا اومده.

مارک شاگال؟

آره!همونی که اون عروس قرمز پوش رو کشیده بود که من همیشه بهش حسودیم می شد. زن قرمز پوش انگار که مسخ شده ,مرد با صورتش زن رو نوازش می کنه شناور در آبی بک گراند و بز در تمام این مدت بی وقفه ساز می زنه.

دوست دارم ساعت ها به این پرده نگاه کنم,همش فکر می کنم می خواد یه چیزی بهم بگه,زل می زنم و گردنمو ناخوداگاه خم می کنم ولی عروس قرمز پوش ساکت نگاهم می کنه….همش فکر می کنم که خوشحال نیست انگار که بدجوری گیر کرده …انگار که دیگه براش فرقی نداره…نمی دونم…مامان همیشه بهم می گه خوب نیست به صورت کسی زل بزنی!

La-Mariee-Print-C10289775

و رنگ ها!آخ که این رنگ ها غوغا می کنه.

و… همین یه نقاشی کافیه که من مارک رو دوست داشته باشم.

تولدت مبارک

« Newer Posts - نوشته‌های قدیمی‌تر »