دیشب فیلم Night on Earth رو می دیدم,
لازم نیست بگم که عالی بود ولی چیزی که حتما بایدبگم در موردش اون قسمت بود که توی رم اتفاق می افتاد
چقدر ما به ایتالیایی ها نزدیکیم , اون جایی که روبرتو بنینی دور میدون می چرخه و اون بیشاپ هم دنبالش , یاد رابطه ایرانی ها و [...]
Archive for جولای, 2008
دوست دارم براش یه دستمال گردن هدیه ببرم
ارسالشده در سه شنبه عزیز در جولای 20, 2008 | 4 دیدگاه »
I spy with my little eyes…#3
ارسالشده در I spy with my little eyes... در جولای 19, 2008 | 1 دیدگاه »
Edward Steichen
با رویاهامان چه می کنند
ارسالشده در دستهبندی نشده در جولای 19, 2008 | 4 دیدگاه »
هیچی بدتر از این نیست که دور باشی و بهت خبر بدن عزیزی از دست رفته
آخرین بار کی بود؟چند سال پیش؟فوت پدر انگار! و من چقدر بدم میام از “از دست دادن” , چقدر بدم میاد از همه این لباس های مشکی و شیون و زاری ها ,صدای قران که توی بلندگو ها می پیچه [...]
FOUR THUMBS UP, both hands and toes,for JIM JARMUSCH
ارسالشده در سه شنبه عزیز در جولای 17, 2008 | 1 دیدگاه »
دقیقا همین حالا Coffee and Cigarettes رو تموم کردم, محشر بود .تقریبا هر چی جلوتر می ره با حالتر می شه. الان نمی تونم بگم کودومو ترجیح می دم .
اوه و یه چیز جالب , عجب کست طولانی داره ,اصلا بهش نمی اد.یه سری از قسمت ها هستن که تهیه کننده جدا دارند حتی, خیلی [...]
Yeah, true…those things’ll kill me
ارسالشده در سه شنبه عزیز در جولای 17, 2008 | بیان دیدگاه »
COFFEE AND CIGARETTES
مامان: درجه اش چیه؟
من: ام, فقط افنسیو لنگوییج داره
Strange to Meet You
مامان: اینا چیه تو می بینی؟
سکوت
دوباره مامان: یه مشت آدم دیوانه!!!!!پدرم می گفتن خدا پدر مادر دیوانه ها رو بیامرزه
من: خب شما نبینید
Twins
مامان: چقدر دلم قهوه خواست
2 دقیقه بعد
مامان: پاشو برو یه کافی وایتنر و شیر بگیر تا یه قهوه درست کنم
من: [...]
Happiness isn’t happiness without a violin-playing goat
ارسالشده در Uncategorized در جولای 7, 2008 | 3 دیدگاه »
من که نمی دونستم ولی گوگل می گه امروز مارک شاگال به دنیا اومده.
مارک شاگال؟
آره!همونی که اون عروس قرمز پوش رو کشیده بود که من همیشه بهش حسودیم می شد. زن قرمز پوش انگار که مسخ شده ,مرد با صورتش زن رو نوازش می کنه شناور در آبی بک گراند و بز در تمام این [...]