این پست را با عذاب وجدان وحشتناکی دارم می نویسم! 2 تا پست عقب افتاده دارم یکی ادامه ترجمه 6 نکته آیزنمان هست که عقب افتادنش به علت علاقه بی حد و حصر من (!!!)به ترجمه است و یکی دیگه هم که بر می گرده به عهد دایناسور ها که برای نوشتنش احتیاج به یه ذهن باز و آروم داشتم تا بتونم فکرامو به صورت منظم و طبقه بندی شده استخراج کنم . حالا علاوه بر این ها 2 تا بازی وبلاگی هم دعوت شدم که هنوز….
حالا چی شده که این نقطه کوچولوی تنبل داره یه چیزکی اینجا می نویسه؟؟؟!!!
نمی دونم چارلی روز (Charlie Rose) را می شناسید و برنامه هاشو دنبال می کنید یا نه؟ من برنامه هاشو از you tube می گیرم و اونایشو که دوست دارم تماشا می کنم.آخرین برنامه ی آپ شده (مورد علاقه من)روی you tube نشستی بود با 4 تا از معمارهای مطرح دنیا که همشون هم جایزه پرایتزکر(Pritzker Award) که به نوبل معماری معروفه رو به خونه برده بودن . ژان نوول( Jean Nouvel)معمار فرانسوی که همین امسال به جمع پرایتزکری ها پیوست, ذاها حدید(Zaha Hadid), همون خانم عراقی که معروف به پاپ استار(Pop Star) دنیای معماری هستش و اولین و تنها زنی بوده که تا به حال جایزه پرایتزکر رو دریافت کرده, فرانک گری(Frank Gehry ) که فکر کنم اکثرا اون رو با موزه بیلباو در اسپانیا می شناسن و رنزو پیانو ( Renzo Piano) دوست داشتنی که با مرکز جورج پامپیدو در پاریس شناخته شد, در سال1998جایزه پرایتزکر رو دریافت کرد و هنوز هم ستاره اش در آسمون معماری افول نکرده و محبوبه!
وجود همین چهار تا اسم( امان از این اسم ها و ما آدم ها) باعث می شه هر کسی که به معماری علاقه منده این برنامه رو نگاه کنه. چیزی که برای من به شخصه جالب بود البته علاوه بر حرف هایی که رد و بدل می شه نکته های پنهان این نشست هستش که خب همشون بر می گرده به برداشت شخصی من.
اگر بیشتر دقت کنیم از صحبت ها که بگذریم طرز لباس پوشیدن ,نشستن ,صحبت کردن و لحن یا به طور کلی رفتار این سوپر استار ها خیلی چیزا به ما می گه.
ژان نوول که کاملاً واضحه هنوز از خوشحالی بردن پرایتزکر توی آسمان ها پرواز می کنه و البته هر کس دیگه هم بود همین حال رو داشت, آروم و قرار نداره ,مدام شوخی می کنه و کالا حسابی سرخوشه. به همه چی حتی لهجه افتضاح انگلیسیش که گاهی اوقات من شک می کردم که واقعاً داره انگلیسی حرف می زنه یا فرانسوی!؟
ذاها طبق معمول با لباسی عجیب غریب که اصولاً نتیجه وارونه یا سر و ته پوشیدن لباس هاش هست مغرور و سرکش در عین حال راحت و با اعتماد به نفس کامل نشسته. سریع و مطمئن صحبت می کنه. قاطع و صریح نظر خودشو می گه و جایی برای حرف آخر نمی ذاره. بعد ار این همه سال یاد گرفته که چطور خودشو به یه جمع مردونه تحمیل کنه. حالا چرا اینقدر خشن و بدون هیچ انعطافی سعی در اثبات حرفش داره ؟ جواب رو باید در جامعه مردسالار معمار ها جستجو کرد و همه اتفاقاتی که تا به حال برای ذاها پیش اومده تا علی رغم همه لیاقتی که داشته بتونه بعد از یه مدت طولانی با جایی که الان هست برسه.
فرانک گری, پیر و خسته به نظرم می رسه, انگار که خودشم می دونه که دورانش دیگه سر اومده.
و آخر از همه رنرو پیانو ؛ آروم و با خجالت در نهایت فروتنی یه گوشه نشسته, ,هنرمندی که معمار شد.چقدر این بشر دوست داشتنیه, کسی که همیشه ادعا کرده تاثیر گذارترین فرد در حرفه اش کسی نبوده جز پدر بنایش و با اینکه معمار مطرحیه و چندین و چند پروژه بزرگ رو هم زمان در دست داره باز هم اسم دفترشو بعد از این همه وقت از کارگاه ساختمانی رنزو پیانو تغییر نداده.
کلاً خیلی دیدنیه,از دیدنش لذت بردم.