اگر قسمت اول رو نخوندید می تونید اینجا بخونیدش.
نکته دوم: دانشجو ها منفعل شده اند
نتیجه ی این فرهنگ رایج رسانه ای اینه که شئ مورد مشاهده به طور فزاینده ای منفعل شده.در این حالت انفعال مردم نیاز بیشتر و بیشتری به تصاویر پیدا می کنند, اطلاعات بصری و شنیداری بیشتر و در حالت انفعال مردم خواستار چیز هایی هستند که راحتتر مصرف می شوند.
هر چه قدر مردم منفعل تر می شن به همون اندازه بیشتر مورد هجوم رسانه با فرصت های فرضی ای برای تمرین انتخاب قرار می گیرند.به این رای بدید, به هر داستانی که خواستار شنیدنش هستید رای بدید, به آهنگ محبوبی که خواستار شنیدنش هستید رای بدید,به تبلیغات بازرگانی ای که خواهان دیدنش هستید رای بدید. این رای دادن تصویری از یک مشارکت یا سهیم بودن فعالانه رو به نمایش می گذاره اما به طور صریح حالت دیگه ای از تسکین هست زیرا رای دادن نا مربوط هستش و در واقع بخشی از تلاش برای قبولاندن این باور به مردم هست که شما مشارکت دارید در حالی که حقیقتاً اون ها روز به روز منفعل تر می شن.
دانشجو ها هم منفعل شده اند.منفعل تر از دانشجویان سابق.این اعتراض نیست بلکه حقیقت است.امروزه بر انگیختن دانشجو ها به منظور نشون دادن کنش یا اعمال اعتراض له یا علیه هر چیزی غیر ممکن هست.در حالی که یه احساس حق به جانب بودن دارند.نسلی که 1986 را به یاد می آوردند احساس می کنند که اون جور اعتراضات دانشجویی تقریباً امروز غیر ممکن است.در 7 سال گذشته ما در آمریکا یکی از مشکل ساز ترین دولت ها رو در تاریخمون داشتیم. شاید مشکل ساز ترین دولت از نیمه قرن نوزدهم و رییس جمهور میلارد فیلمور(Millard Fillmore).اعتبارمون در اروپا, دلارمون, اقتصادمون, روح مردممون, ضعیف شده اند.در چنین حالتی از خستگی و ملال مردم احساس می کنند که کار چندانی برای ایجاد تغییر نمی تونن انجام بدن. با جنگ عراق که شیره اقتصادمون را داره می کشه هنوز این احتمال وجود داره که حذب سیاسی ای که مسئول این شرایط هست دوباره انتخاب بشه.
آیا این پی آمدی بر معماری خواهد داشت؟
نکته سوم: کامپیوتر ها باعث ضعف استانداردهای معماری شده اند
این انفعال وابسته به معماری است.معماری امروز بر یکی از موذی ترین اشکال انفعال, کامپیوتر, تکیه زده.
معماران قبلاً حجم ها رو رسم می کردنند, سایه گذاری می کردندو پرسپکتیو انتحاب می کردنند. هر فردی برای یادگیری اینکه چطور می شه طراحی کرد( draw) نه تنها باید از فهمیدن اینکه طرح زدن مثل پالادیو یا لوکوربوزیه چه طوری بوده شروع کنه بلکه باید از حدود تفاوت در کارهاشون هم مطللع باشه.سکشن(section) دیواری از پالادیو در مقایسه با لکوربوزیه در هنگام طراحی (رسم کردنشون به صورت دستی)متفاوت احساس می شه.مهمه که چنین تفاوت هایی که منتقل کننده ایده ها هستند را متوجه بشیم . یک نفر یاد می گیره که پلن(plan) بزنه. حالا, با یک کامپیوتر, احتیاجی نیست که طراحی(drawing) کنه. با کلیک کردن ماوس از نقطه ای به نقطه دیگه ,می تونه نقطه هارو به هم وصل کنه و پلن بزنه, می تونه رنگ ها,متریال ها و نور را تغییر بده.فتو شاپ ابزار فوق العاده ای است برای کسانی که نباید فکر کنند.
مشکل در ذیل آمده است.دانش آموز من می گه”که چی؟”,”چرا طرح پالادیو رو بزنم؟این چه جوری به من کمک می کنه که کار بگیرم ؟”مفهومش اینه که:”اگر قراره که به من کمکی در گرفتن کار نکنه, من نمی خوام که انجامش بدم.”از این رویکرد معماری اهمیتی نداره.در یک جامعه سرمایه داری آزاد, گرفتن کار مهمه, و دانش آموزان من دقیقاً به همین خاطر در مدرسه هستند.
با این حال تحصیلات به شما در گرفتن کار کمکی نمی کنه. در واقع, هر چقدر در فتوشاپ ماهرتر باشید در چشم یه دفتر(معماری) جذاب تر هستیدو بهتر در اون دفتر کار خواهید کرد.
اگر من از دانشجویی بخوام که برام یه دیاگرام یا پلن رسم کنه که ایده های یه ساختمان را نشون بده, نمی تونه . اون ها اینقدر به متصل کردن نقطه ها در کامپیوتر عادت کرده اند که نمی تونن ایده ی یک ساختمان را درقالب یه پلن یا دیاگرام تولید کنند. این قطعاً نه تنها روی آیندشون بلکه روی آینده حرفمون(معماری) تاثیر خواهد گذاشت.