این پیتر آیزنمان (Peter Eisenman) آدم جالبیه در واقع تبلور شدید این خصوصیت بین المللی”همه لطفاً به من توجه کنید ” معمار هاهست! آمریکاییه و جزو گروه پنج تایی هاست معروف به گروه The New York Five . بعد از اون جنجالی که سر مرکز وگزنر(Wexner Centre) و خانه ی چهار (House IV)به پا کرد مدتی بود که گرد و خاکی به هوا نکرده بود تا همین دو هفته پیش که در گردهمایی RIAS 2008 نظرشو در مورد کامپیوتر و تاثیراتش بر معماری و آموزش معماری در غالب شش نکته اظهار کرد و دوباره یه سری بحث در گرفت که از نظر نقطه کوچولو خیلی هیجان انگیزه (کلاً من موافق هر گونه بحثی هستم , یکی ار بهترین موقعیت های موجود برای یاد گرفتن و فهمیدین اینکه چفدر یاد گرفتی).
نقطه کوچولو چندان از پیتر آیزنمان دل خوشی نداره(گاهاً زیادی شلوغش می کنه) ولی سیستم فکریش و نحوه ای که موضوعات رو تحلیل می کنه جالبن(شاید بشه گفت که یکی از تئوریسین های تاثیر گذاره) به خصوص این نظریه آخرش! در خیلی از موارد باهاش موافقم و باعث شده که کلی به این قضایا فکر کنم و عملکرد شخصی خودم رو نه فقط در زمینه معماری بلکه در کل بررسی کنم.
از اون جایی که الان استفاده از کامپیوتر یه بخش مهم از زندگی مارو پر می کنه و این اواخر هم وب دو این قضیه رو پر رنگ تر کرده به عنوان یه نقطه ی کوچولو توصیه می کنم این مقاله رو بخونید و بهش فکر کنید و اگر دوست داشتید اینجا نظرتون رو بنویسید تا در موردش بیشتر تبادل نظر بکنیم!
طرح 6 نکته ای آیزنمان:
1.معماری در فرهنگی رسانه ای
2.دانشجو ها منفعل شده اند
3.کامپیوتر ها باعث ضعف استانداردهای طراحی شده اند
4.ساختمان های امروزه کمبود معنا و مرجع دارند
5.ما در یک دوره ی درایند سبکی هستیم
6.معمار بودن یک کنش اجتماعی هست
نکته اول: معماری در فرهنگی رسانه ای
رسانه ها به همه ی عرصه های زندگی ماحمله کرده اند. به ندرت میشه که در خیابون قدم بزنی یا داخل یه آسانسور شلوغ بایستی و با مردمی روبه رو نشی که در حال صحبت کردن با تلفن های همراه با بلندترین صدای ممکن هستند جوری که انگار کسی در اطرافشون نیست. مردم خانه ها و محل کارشون رو ترک می کنند و به ثانیه ای نمی خوره که در حال چک کردن بلک بری(BlackBerry) هاشون هستند. آیفون هاشون (iPhone) پیامک ,e-mail, اخبار, تلفن و موزیک در اختیارشون می گذاره- مثل اینه که به یه کامپیوتر چسبیدن.
روز به روز تعداد کمتری از مردم قادر به بودن در دنیای واقعی بدون کمک گرفتن از دنیای مجازی می شوند.این شرایطی رو به وجود آورده که مردم ظرفیت تمرکز روی چیزی رو برای هر مدت زمانی از دست دادند. این تا قسمتی به این دلیل هست که رسانه زمان را به صورت تکه های جدا از هم شکل می ده.
تمرکز مشروط می شه به مدت زمانی که شخصی می تونه چیزی رو تماشا کنه قبل از اینکه پای تبلیغات وسط بیاد. در روزنامه ها داستان ها به مرور زمان کوتاهتر می شن و نسخه های خلاصه شده روی اینترنت موجود هستند. این قضیه امروزه منجرب به تحریف از چیزی که ما به عنوان ارتباطات متصورش هستیم با کاهشی در توانایی خواندن و نوشتن جمله های صحیح می شه. در حالی که اطلاعات بی ربط زیاد می شوند, ارتباطات کاهش پیدا می کنه. اگر معماری حالتی از رسانه به حساب بیاد شکل ضعیفی از اون هست.در نبرد با برتری رسانه, معماری می بایستی بیشتر و بیشتر به ارائه تصاویر دیدنی و تماشایی متوصل بشه. اشکالی که از طریق مراحل دیجیتالی تولید می شن تبدیل به تصاویر ساخته شده ای می شن که معنایی ندارند و در عین حال به مراحل تولید داخلی خودشون اشاره می کنن. فقط کافیه هر مجله ای که امروزه ,ظاهراً, به محیط زیست اختصاص داره رو متصور بشید, به جای اون یک رسانه خواهید یافت.
پ.ن: برای جلوگیری کردن از یه پست طولانی و سر رفتن حوصله ی شما چاره ای نیست جز شکستن مقاله و پست کردنش در چند بخش!