دیکانستراکشن(deconstruction)!یکی از کلمات شاید بشه گفت قلمبه سلمبه ای که هر از گاهی تو عالم معماری به گوشتون می خوره!به هر ساختمان عجیب غریب با زوایای غیر عادی ,اشکال هندسی شکسته شده ,غیر منظم و رندم سریعاً یه برچسب دیکانستراکشن می چسبونن و به پیچیده ترین وجه ممکن در بارش توضیح می دن! البته نه اینکه بخوان بیننده عام را بپیچونن , نه!واقیعت قضیه اینه که در اکثر مواقع خودشون هم نمی دونن و یا یه برداشت غلط از این قضیه دارن.
بحث اینکه داستان دیکانستراکشن دقیقا چیه و چه جوری یه تئوری از حوزه ادبیات سر از دنیای معماری در آورده خیلی پیچیدس و درنتیجه باز کردن و شرحش از حوصله ی این وبلاگ خارجه ولی نقطه کوچولو خیلی دوست داره برداشت شخصیشو از این تئوری بگه؛البته این واضحه که این نظر ممکنه در آینده عوض بشه یا تکمیل بشه و در واقع مطرح کردن نظر شخصی ام بیشتر برای تبادل نظر و گسترش دادن دیدگاهمه.
حرکتی که به عنوان دیکانستراکشن, یا گاهی اوقات دیکانستراکتیویسم(deconstructivism) شناخته می شه در واقع از یکی از راههای سرو کله زدن با تئوری ها و نقد های دوران پست مدرن در دهه 60 نشئت می گیره.دیکانستراکشن محصول جنبش پست-استراکچرال(post-structural) و بازتاب عرصه ی متغییر و کمبود قطعیت خاستگاههاش هست.
گرچه اولین ردپاهای این طرز فکرو می شه توی بعضی از کارهای مارتین هیدگر(Martin Heidegger),فیلسوف آلمانی, دید اما بیشترین اصل این تئوری, هم در ادبیات و هم در معماری از نویسنده و فیلسوف ادبی فرانسوی, ژاک دریدا, هست که یه سری کتاب در این زمینه نوشته و هم در فرانسه و هم درتعدادی از دانشگاههای آمریکاتدریس داشته و از دهه ی 60 تبدیل به یه شخصیت برجسته عمومی شد.
![]()
تخصص دریدا ادبیات و فلسفه هست و طرز نزدیک شدنش به این موضوع در وحله اول از طریق زبان شناسی با این سوال شروع می شه “دیکانستراکشن چیست؟”دریدا خودش می نویسه,”دیکانستراکشن چی نیست؟ بجز همه چیز!دیکانستراکشن چی هست؟ به غیر از هیچ چیز!”
مسلماً این برای شروع اصلاً کمکی به شما نمی کنه و اگر که خیال می کنید خود دریدا این تئوری رو برای شما مفصل و کامل و واضح شرح می ده سخت در اشتباهید!عملاً تنها کاری که دریدا می کنه بازی با کلمات هست که خیلی توش تبحر داره و ازش لذت می بره! اون عملاً به شما دیکانستراکشن رو نشون می ده و بعد که حسابی اغواتون کرد توی هوا ولتون می کنه تا خودتون کشف کنید.
دریدا می گه دیکانستراکشن منفی نیست ؛یه فرایند نابود سازی نیست ؛تحلیل و نقد نیست و یا یه شیوه ؛اون حتی یه کنش و یا یه عملکرد هم نیست. یه نکته جالب که کریچلی(Critchley),یکی از مفسرین دریدا,بهش اشاره کرده اینه که دریدا برای دیکانستراکشن با احتیاط تمام از به کار بردن فعل بودن اجتناب می کنه و ادعا من کنه که دیکانستراکشن اتفاق می افته!این نکته فوق العاده ظریف و قابل تاملیه!
بنابراین دیکانستراکشن قابل تعریف نیست و یا حداقل دریدا تمایلی به ارائه یه تعریف قطعی ازش نداره ولی اگر زرنگ باشید می شه یه جورایی از زیر زبون دریدا کشید که بالاخره این تئوری چی می گه.
خیلی دوست دارم بیشتر وارد بحث بشم و در مورد خوندن های مختلف یه متن و… توضیح بدم ولی هنوز هم فکر می کنم که از حوصله این جا خارجه ولی اگر کسی علاقه داشت بازم بدونه و بخونه یا اینکه کسی نظری متفاوت با نقطه کوچولو داره حتماً کامنت بذاره. نقطه کوچولو شیفته دونستن نظر های مخالف و متفاوت و کلاً هر گونه تبادل نظره.
البته من هنوز نظر شخصیمو در مورد این تئوری و کاربردش در عالم معماری نگفتم.حتماً تو پست بعدی می گم!
نقطه جونم
اینکه گفتی :
“به هر ساختمان عجیب غریب با زوایای غیر عادی ,اشکال هندسی شکسته شده ,غیر منظم و رندم سریعاً یه برچسب دیکانستراکشن می چسبونن و به پیچیده ترین وجه ممکن در بارش توضیح می دن!”
خوب البته خیلی بیراه هم نمیرن. با اینکه معنای دیکانستراکشن با معنای سطحی کلمه خیلی فرق داره (که خودت هم گفتی) اما این مفهوم ریشه در خود این معنای “ساختار شکنی” داره. پست-استراکچرالیست ها(post-structuralists) که تو فارسی بهشون میگیم پسا ساختار گرا ها لزوما ساختارشکن نیستن اما ساختار شکنی یکی از نتایج نوع تفکر اون هاست.
ساختار شکنی به معنای کلمه یعنی اینکه یه چیزی رو (چه مفهوم باشه چه ایده یا اثر یا سنت یا طرح یا حتی یک غذا یا احساس یا هرچیزی …) به اجزای کوچکترش “خرد” کنیم از هم بازش کنیم اما این خرد کردن همونطور که از قول جناب دریدا گفتی ” منفی نیست؛ یه فرایند نابود سازی نیست ؛تحلیل و نقد نیست و یا یه شیوه ؛اون حتی یه کنش و یا یه عملکرد هم نیست.”
فقط برای شناخته!
و وقتی این شناخت بدست بیاد همون جا متوقف نمیشه بلکه از دلش ایده های تازه به وجود میاد!
به همین دلیله که دریدا میگه ساختارشکنی منفی نیست و نابودگر نیست… در واقع ساختارشکنی باعث میشه پتانسیل کشف کنیم! D:
به قول تو اینکه میگه : “ساختارشکنی اتفاق می افته” اما مسئله خیلی جالبیه …
اما در مورد خوانش های متفاوت از متن های مختلف … خیلی دلم می خواد بدونم نقطه چی میگه! چند وقت قبل یه پست کمی باربط و بسیار بی ربط در این مورد نوشتم. بذار برم از زیر میز چایی خورها دربیارم و گرد و خاکش رو پاک کنم. اگر فکر کردم شاید بدرد بخور باشه لینکش رو پست می کنم اینجا …
همیشه چایی خور بمونی…خونه نو مبارک
مرسی سلمای عزیز از کامنتت و بیشتر باز کردن قضیه:) حسابی قلقلکم دادی که ادامشو بنویسم قبل از اینکه برم سر نظر خودم و در ضمن خیلی خوشحال می شم اگر لینکتو بذاری
من با این پیدا کردن ایده های تازه کاملاً موافقم ولی گاهی اوقات این کندو کاو تبدیل به یه بازی می شه که هیچ پایانی براش نیست و بیشتر باعث گمراهیه تا روشن سازی و رسیدن به نتایج تازه این که کی و کجا این بازی رو تموم کنی مسلماً مهمه
البته من به شدت موافق دیکانستراکتیو فکر کردن هستم, پس زدن لایه ها و پیدا کردن نقاط کور ولی با این روندی که در معماری داره نمی گم شدیداً مخالف ولی ناراضیم که حتماً در آینده توضیح می دم .
من هم از این بازیها خوشم میآد. در مورد دریدا یادم میآد چند سال پیش یه مقاله تو مجلهی مدرسهی مرحوم در باب دوستی رو چندین بار خوندم، آخرشم نفهمیدم چی میخواد بگه راستش اصلا دنبال فهمیدن هم نبودم من عاشق ادبیات دریدا شده بودم بدون این که بفهمم چیمیگه. اسم کتاب سیاستهای دوستی یا یه همچین چیزی بود. منتظرم تا بیشتر در مورد دیکانستراکشن و پست استراکچرالیسم بنویسی.
سلام نمی دونم این مطلبو کی نوشتی ولی باید اینو بدونی که رهبران معماری دیکانستراکشن من جمله آیزنمن به خاطر کارهایی که تا حالا برای نمایش این فلسفه در معماری انجام داده از بشرییت عذر خواهی کرده.
و این نظریه رو مردود اعلام کرده.
فکر میکنید فلسفهای که شاید به گفته ی دریدا نهیلیست نیست ولی بسیار شبیه عقاید نهیلیستی است وخود غرب هم با کلی کسب تجربه اون رو رد می کنه باید اذهان دانشجویان ایرانی رو به بازی بگیره!
اگر دوست دارییم ذهن خود را با فلسفه های پیچیده بیازماییم فلسفه هایی داریم بسیار غنی از بستر خودمان که هنوز ذهن بشر از درک آن عاجز است.
فلسفه ی اشراق شیخ 35 ساله از این قبیل است…
از این خواب خرگوشی کی بیدار می شویم؟
موضوع همون علامت سوال آشناست
لطفا ادامه بدید دارید موفق می شید….
تعریف سلما از دیکانس بهترین تعریفیه که تا الآن شنیدم یا خوندم ،
درسته …
نمیخوای دست به کار بشی ؟