هنوز می بینم آدم هایی ( حتی کسایی که تحصیل کرده هستند) که مثلا کارهای موندریان رو ببینن و بگن ” این که کاری نداره ! چرا اینقدر گرونه ” یا کار های جکسون پولاک رو ببینن و بگن این دیوونه بازی ها چیه به اسم هنر خلق می کنن” !!!!!!من هم اصولا وارد بحث نمی شم اما خوب مسلما توی دلم نتیجه می گیرم طرف فقط ظاهر کارو می بینه یا اینکه واقعا اون اطلاعات بیسیک برای درک یه اثر رو نداره!!!!
حالا مشکل اینه که چند روز پیش داشتم مجله های جدید رو توی کتابخونه دید می زدم یه دفه یه مجله نازک با یه جلد مشکی چشممو گرفت. روش نوشته بود عشق با نستعلیق! خب احساس اولیه من کنجکاوی زیاد بود و اینکه این تصویر جواد چی کار می کنه این وسط!
این تصویر با کریستال های اسواروسکی روی بوم کار شده
بله ! خب کاشف به عمل اومد که این کار اثر “فرهاد مشیری” هنرمند شیرازی الاصل هست که توی کالیفورنیا هنرهای زیبا خونده!
قصه اش هم اینه که ایشون اولین هنرمند خاور میانه ای بودن که یه اثر رو به بیش از یک میلیون دلار ( آمریکا ) توی حراج در دبی فروخته. ( اصولا هر وقت اسم یه پول بزرگ و خرکی پیش میاد می تونید روی دبی حساب کنید!!!!)
به هر حال من اصلا به این فکر نکردم که فلسفه پشت این کار چی بوده یا اینکه جناب مشیری چه حسی داشته موقع اجرای کار!باید اعتراف کنم بیشتر برام جالب بود بدونم با $1,048,000 چی کار می کنه یا مثلا وقتی سه بار چکش کوبیدن روی میز که این کار به فلان قیمت فروش رفت چه حسی داشته!یعنی با احساس خاری تمام یواشکی با خودم فکر کردم “اجرای همچین تابلویی مگه کاری داره؟ چرا اینقدر گرونه؟ “
بعله خب! مسلما زنده باد اندی وارهول , اسواروسکی و شانس های خرکی و مهمتر از همه ادم های پولدار علاقه مند به آکشن های هنری!
پی.نوشت: یه جا خوندم جناب مشیری گفته اند که این در واقع همون اینتنشن پاپ آرت بوده که بیشتر روی مارکتینگ و پول در آوردن تمرکز کنه! حالا تازه من فهمیدم این پاپ آرت چقدرررررررر مهمه!

